ختنه کردنت نازنینم
سلام
پسرم در تاریخ 20/12/89 روز جمعه در بیمارستان آبان توسط دکتربهرام وندی ساعت 10:15 ختنه شد خدا میدونه که چقدر ترسیده بودم پشت در اتاق جراحی ایستاده بودم و گریه میکردم باباشم دائم دلداری میداد و میگفت چیزی نیست ولی دل تو دلم نبود و میدونستم خودشم نگرانه تا اینکه بعد از فکر کنم 10 دقیقه بیرون آوردنش دلم براش کباب شد کلی گریه کرده بود و بعد سریع پوشک کردمش و شیر دادمش بعد از شیر دادن کمی آروم شد ولی تا خونه گریه کرد بعد دیگه گریه زیادی نکرد خداروشکر و روز یکشنبه 29 /12 حلقه اش افتاد . من اصلا" دوست نداشتم که 2 ماهگی ختنه اش کنیم و دکتر و همسرم اصرار میکردند و میگفتند پوستش کلفت میشه و دردش بیشتر و الان از همسرم ممنونم که اصرار کرد و پسرم کمتر درد کشید مراقبت خاصی هم نداشت فقط دور حلقه تتراسایکلین میمالیدم و گاز استریل می گذاشتم و بیشتر میشستمش .
سفارش من به همه مامانای گل اینکه زیاد حساسیت روی وزن بچه و اینکه الان زوده بزار جون بگیره حرفای که خودم میزدم نشان ندید و زودتر کوچولوتونو راحت کنید .


ختنه کردنت نازنینم
