مهمونی خونه عمه بهناز
طاها جان دیشب رفتیم خونه عمه بهناز اولش کمی از راهروشون ترسیدی و گریه کردی ولی اصلا" غریبی نکردی نیمولم واسه شما یه کتاب حیوانات و یه عروسک ویبره دار گرفته بود به خاطر دندون درآوردنت کلی دلبری کردی و خودت لوس کردی کلا" پسر خوبی بودی کلی سرو صدا کردی واسشون و اونا هم خیلی خوشحال شدند. الهی مامان قربونت بره که اینقدر شیرینی پسرم میبوسمت ...
نویسنده :
مامان طاها جون
12:25






