طاهاطاها، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 2 روز سن داره

فرشته کوچک خوشبختی

رفتیم پا بوس امام رضا (ع)

السلام علیک یا ضامن آهو   سلام مامان گلم ٨ آبان ماه من و شما و بابایی رفتیم مشهد آخه نذر کرده بودم اولین سفر شما مشهد باشه بارون هم اومد ولی هوا خیلی خوب بود رفتیم هتل درویشی و روز دوم رفتیم حرم سعی کردم تا جایی که میشه به صحن نزدیکت کنم ولی نشد تا جلوی در رفتیم و از همون جا بیمه امام رضا کردمت خیلی خوشحال بودم انگار سبک شده بودم از بابایی هم ممنون که بهترین سفر رو برای من وشما محیا کرد و کلی خوش گذروندیم و شما هم عکس انداختی و کلی توی تیراژه مشهد بازی کردیم قطار بازی خیلی خیلی خوش گذشت من از طرف شما از بابایی تشکر کردم دوستت دارم مامانی یه دنیا ....................... ...
27 آذر 1391

سالگرد بابايي

سلام مامان جان خدا رو شكر ميكنم كه گل پسرم تقريبا هر چي ميگم تكرار ميكنه شيرين تر حرفش خيجه ست كه من ميميرم براش ماماني 29 مهر سالگرد بابايي رفتيم قم البته سالگردش 25 مهر بود و لي چون وسط هفته بود گذاشتيم جمعه شما براي اولين بار پيش بابايي رفتيد من ازش خواستم دعاي خيرش هميشه بدرقه راهت باشه و عاقبت به خيري شما رو ازش خواستم مامان جان دلم واسه بابام خيلي تنگ شده و اين رفتن به قم و سر مزار پدر بزرگت من رو خيلي آروم كرد دوستت دارم مامان جان
8 آذر 1391

آرايشگاه

سلام عشق مامان راستي يادم رفت بنويسم كه پنج شنبه هم بردمت آرايشگاه و موهاي خوشگلت رو كوتاه كردم اينقدر ناز شدي آقا شدي كه نگو و نپرس خاله مريم كه موهات رو كوتاه ميكرد كلي اذيت كردي مثلا بردمت آرايشگاه كودكان كلي اسباب بازي و لگو و سي دي و ماشين و توپ بود و شما با اين همه كلي گريه كردي ولي به خوشگليش ميارزيد و بعدش هم اومديم تو آسانسور سرت رو ميديدي و ميخنديدي خلاصه كه گل شدي آقاي من دوستت دارم يه دنيا . تازشم جديدن مامان رو محكم بقل ميكني و بوس ميكني خيلي كيف ميكنم اينقدر كه دوست ندارم ازم جداشي دوست دارم هميشه بغلم باشي محكم ببوسمت و بوت كنم از خدا ميخوام هميشه سالم و سر زنده و شاداب و موفق و محكم و مرد باشي دوستت دارم مامان جون . ...
19 شهريور 1391

بام تهران

سلام فرشته مامان جمعه برديمت بام تهران خيلي خيلي هوا خوب بود و شما هم كلي دويدي البته با همراهي من اينقدر خنديدي و دويدي كه برگشت به خانه ساكت بودي با اتوبوس رفتيم بالا و خودمون اومديم پايين خيلي خيلي خوش گذشت شام هم بيرون خورديم و از اينكه شما اينقدر خوشحال و شاد بودي من و بابايي كلي كيف كرديم . بابا جون ممنون كه ما رو بردي گردوندي .   راستي آقا طاها بهمن هم به كلمات جديدت اضافه شد .
19 شهريور 1391

لپ تاب

سلام ماماني با بابا رفته بوديم شهر كتاب تو شريعتي و واسه شما لب تاب خريديم كو چولو و شبيه لب تاب وقتي روشنش ميكني سريع خاموشش ميكني و ميگي گود باي و من كلي كيف ميكنم آخه شما لب تاب مامان رو دو تا از كليدهاشو در آوردي و گفتيم با خريد اين وسيله شما ديگه سراغ اين نمي آي ولي ديديم نه شما هر دو رو ميخواي عشقي من دوستت دارم ///////////////////////////
7 شهريور 1391

عمو مهربان و ورزش

سلام طاها جان من برنامه عمو مهربان رو ضبط كردم و وقتي موقع ورزش كردنش ميشه و عمو ميگه دستا جلو دستاتو مشت ميكني و ميدويي و وقتي ميگه آهسته بدو يه پاتو آروم مياري بالا و اينقدر قشنگ آهسته ميدويي كه نگو مامان مني ديگه عشق مني ديگه تازه پسرم ياد گرفته اگه زمين آب بود روش نره و منو صدا ميزني تا پاك كنم و بعد مياي تو آشپزخونه ماماني باهوشي ماشاالله خلاصه طاها گل گلاب .................. ...
7 شهريور 1391

عمو پورنگ و امير محمد

سلام عشقم گلم برنامه هزار و شصت و شونزده از شبكه 2 كه عمو پورنگ و امير محمد مجريشن اينقدر برنامه شون رو دوست داري كه وقتي شروع ميشه امير محمد شعر علي رو ميخونه تو هم ميگي علي و وقتي ميگن ده بيست تو هم سريع ميگي و يه تيكه از شعرش ميگه اين خونه رو ما ساختيم چقدر قشنگه به به تو سريع ميگي به به خيلي كيف ميكني باهاشون جيغ و دست ميزني خوشحالم كه پسرم اينقدر شاده ميبوسمت مامانم . ...
7 شهريور 1391