طاهاطاها، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 2 روز سن داره

فرشته کوچک خوشبختی

هستی مامان و بابا

سلام مامان جونم نمکدونم ، عشقم ، عمرم ، نفسم ، همه کسم نمیدونی چقدر شیرین شدی چهار دست و پا که دیگه حرفه ای میری تازه آقا یاد گرفتند میز رو میگرن و بلند میشن و زیر بغلت رو هم که میگیرم ماشاالله هزار ماشاالله رو پنجه پا میری و کلی کیف میکنی . من و بابایی خیلی شما رو دوست داریم منتها بابا نمیتونه یعنی وفتشو نداره بیاد واست یادداشت بزاره ولی من جای بابا هم میگم که چقدر دوستت داره شما هم خیلی دوستش داری وقتی از سر کار میاد تا میبینیش خودت رو لوس میکنی و بعد هم میپری بغلش اونم کلی کیف میکنه میگه آخه طاها گل باباش گلابدون باباشه . راستی میخواستم برم حمام گفتم طاها مامانی من رفتم حمام شما گریه کردی و از بغل بابایی خودت رو پرت کردی که ب...
15 شهريور 1390

هستی مامان و بابا

سلام مامان جونم نمکدونم ، عشقم ، عمرم ، نفسم ، همه کسم نمیدونی چقدر شیرین شدی چهار دست و پا که دیگه حرفه ای میری تازه آقا یاد گرفتند میز رو میگرن و بلند میشن و زیر بغلت رو هم که میگیرم ماشاالله هزار ماشاالله رو پنجه پا میری و کلی کیف میکنی . من و بابایی خیلی شما رو دوست داریم منتها بابا نمیتونه یعنی وفتشو نداره بیاد واست یادداشت بزاره ولی من جای بابا هم میگم که چقدر دوستت داره شما هم خیلی دوستش داری وقتی از سر کار میاد تا میبینیش خودت رو لوس میکنی و بعد هم میپری بغلش اونم کلی کیف میکنه میگه آخه طاها گل باباش گلابدون باباشه . راستی میخواستم برم حمام گفتم طاها مامانی من رفتم حمام شما گریه کردی و از بغل بابایی خودت رو پرت کردی که ب...
15 شهريور 1390

با اعتقاد،اعتماد و امید زندگی کنید

 1- Confidence اعتقاد : اهالی روستایی تصمیم گرفتند که برای نزول باران دعا کنند. روزی که تمام اهالی برای دعا در محل مقرر جمع شدند،فقط یک پسربچه با چتر آمده بود، این یعنی اعتقاد. 2 - Trust اعتماد: اعتماد را می توان به احساس یک کودک یکساله تشبیه کرد،وقتی که شما آنرا به بالا پرتاب می کنید،او میخندد ..... چراکه یقین دارد که شما او را خواهید گرفت، این یعنی اعتماد. 3 - Hope امید: هر شب ما به رختخواب می رویم بدون اطمینان از اینکه روز بعد زنده از خواب بیدار شویم.ولی شما همیشه برای روز بعد خود برنامه دارید، این یعنی امید. با اعتقاد،اعتماد و امید زندگی کنید. ...
15 شهريور 1390

معاینه ماهیانه

سلام امروز صبح زنگ زدم دکتر وقت گرفتم 12 وقت داد رفتیم و خدا رو شکر مریض کم بود آخه وقتی آدم این فرشته های کوچولو رو مریض میبینه خیلی ناراحت میشه امیدوارم هیچ بچه ای هیچ وقت مریض نشه مامانی آقای دکتر گفت که خدا رو شکر همه چی خوبه ولی گفت کم وزن گرفتی البته من معتقدم آن خانمی که مسئول وزن گرفتن بود نتونست خوب کارشو انجام بده و شما خوب هستید و همه چی رو چک کرد گفت خدا رو شکر پسرتون سالم و سرحال و نرمال و من خدا رو شکر کردم یه چیز جالب همین که نوبت شما شد خوابت گرفت من و بابایی باهات بازی میکردیم و شما با چشماهای بسته میخندیدی و آخر سر هم خوابیدی تا دکتر اومد با گریه بیدار شدی و البته زودم آروم شدی . خدارو شکر عسل مامان ...
10 شهريور 1390

عیدت مبارک

سلام مامانی عیدت مبارک این اولین عید سعید فطری که خدا به ما شما رو هدیه داده خیلی دوستت دارم اصلا" نمی تونم وصف کنم که چقدر دوستت دارم مامانی دیگه الان نمیشه نگهت داشت همش چهار دست و پا میری و مثل فرفره تا میزارمت زمین باز چهار دست و پا خودت رو به من میرسونی تازه جدیدا" دوست داری همش راه بری زیر بغلت رو که نگه میدارم با چه ذوقی قدم برمیداری الهی مامان قربون انگشتای کوچولوی شما بره عزیزدلمی اینقدر وقتی میچسبی بهم رو دوست دارم انگار دنیا رو به من میدن خیلی دوست دارم زودتر حرف بزنی و با هم بازی کنیم دوستت دارم یه دنیا میبوسمت مامان جان ............. اینم از طرف بابا : طاها گپل بابایی خیلی دوستت دارم و ماچ ماچ ...
10 شهريور 1390

سرگرمی

آِیا این آقا مشغول نقاشی روی دیوار است یا هوا؟!!؟ ************************************************** آیا این تصویر نمایانگر چند ستون است یا چند آدم ؟1 ************************************************** آیا شنونده های این نوازنده آدمند یا خانه!!!؟ ************************************************** بدون شرح!!!؟ ************************************************** قابل توجه!!!؟ ************************************************** آیا تعداد این ها (13) یا ( 12 ) است !!!؟ ************************************************** آیا این تصویر متحرک است یا ثابت!!!؟ ************...
10 شهريور 1390

بازم تولد مامانی

سلام مامان گلم ٢/٦/٩٠ دایی امیر و خاله فاطی اومدند خونمون به خاطر تولدم آخه شمال بودند و تازه اومده بودند دایی محمد کلی عرض خواهی کرد گفت باید بره حساب بگیره خوش گذشت خیلی کلی دایی امیر زحمت کشید از شما عکس تاریخی گرفت و کلی سوژه عکس خیلی عکسامون قشنگ شد و بازم کادو گرفتم .
4 شهريور 1390

تولد مامان طاها

سلام مامانی ٣١/٥/٩٠ از صبح بابایی چیزی نگفت بعد از ظهر گفت من میرم حلیم میخرم میام رفت و بعد مامانی و خاله ملیحه اومدند با یک دسته گل سوپرایز شدم و بعد به بابایی زنگ زدم بابا گفت برنامه منو خراب کردند گفت الان میام شام سفارش میدیم و بعد دیدم بابایی و عمه بهناز و نیمول پشت درند با کیک و کادو خیلی خوشحال شدم و کلی غافلگیر شدم . از بابایی یه دنیا ممنونم . با شما هم تمام عکسامو گرفتم که میبینی از شما هم ممنون طاها خان که بیدار موندی و کلی باهم خندیدیم .
2 شهريور 1390

طرز تهیه حریره بادام

مواد لازم : مغز شیرین بادام          5 عدد آرد برنج                      2 قاشق مرباخوری سر صاف شکر                         نصف قاشق مرباخوری شیر پاستوریزه             نصف یک لیوان معمولی 120 سی سی طرز تهیه : مغز بادام ها را در آب جوش خیس کنید بعد از سه تا پنج ساعت پوست آنها را بگیرید و با هر وسیله ای که د...
31 مرداد 1390